تبليغاتX
قرآن کتاب هدایت

قرآن کتاب هدایت

این کتابی است بی هیچ شک برای هدایت پرهیزگاران

+ نوشته شده در  شنبه 1388/06/07ساعت 4:31 بعد از ظهر  توسط مهدی صادقیان  | 

زمینه‌های گناه در وجود انسان 

گناه

 

الف- غریزه

 

در انسان غرایزى وجود دارد كه گاهى دچار افراط یا تفریط مى‌شود، پس باید راه‌هاى تعدیل آنها را شناخت.

امام على علیه السلام در گفتارى مى‌فرماید:

خداوند فرشتگان را به عقل اختصاص داد (و آنها تكویناً محكوم به اطاعت عقل هستند) و حیوانات را به شهوت و غضب، اختصاص داد. (و آنها به طور تكوینى محكوم به ارضاى غرائز حیوانى هستند) اما انسان را با اعطاء عقل و خشم و شهوت شرافت بخشید. پس هرگاه پیروى از عقل كند، مقامش برتر از فرشتگان خواهد شد، زیرا با بودن خشم و شهوت، اطاعت از عقل نموده است، و اگر اطاعت از شهوت و غضب كند، از حیوانات، پست‌تر است، زیرا با داشتن عقل پیروى از خشم و شهوت نموده است.(1)

قرآن در مورد كسانى كه از غرائز حیوانى پیروى مى‌كنند؛ مى‌فرماید:

اولئك كالاَنعامِ بل هم اضلّ سَبیلا(2)؛ آنها همچون چارپایان بلكه گمراه‌ترند.

 

قواى غریزى

 

علماى اخلاق مى‌گویند: منشا و انگیزه گناهان، سه قوه است:

1- قوه شهویّه.

2- قوه غضبیّه.

3- قوه وهمیّه.

قوه شهویّه، انسان را به افراط در لذت‌خواهى نفسانى، مى‌كشاند، كه سرانجامش، غرق شدن در فحشا و زشتى‌ها است.

قوهّ غضبیّه، انسان را به ظلم و طغیان آزاررسانى و تجاوز، وادار مى‌كند.

قوهّ وهمیّه، برترى‌طلبى و انحصارجویى و تكبر و روح خودخواهى را در انسان زنده مى‌كند و او را به گناهان بزرگى در این كانال، وامى‌دارد.(3)

اگر با دقت بررسى كنیم در مى‌یابیم كه اكثر گناهان (اگر نگوییم همه گناهان) به این سه قوه باز مى‌گردند.

این سه قوه در وجود انسان لازم است، ولى اگر كنترل و تعدیل نشود و به افراط و تفریط كشانده شود، سرچشمه گناهان بسیار خواهد شد.

براى توضیح بیشتر به این مثال توجه كنید:

آب كه مایه حیات انسان و گیاه و حیوان‌ها مى‌باشد، اگر در جلو آن سدى بسته شود، تا سیلاب پشت سر آن جمع شود، نه تنها سیلاب به ما ضرر نمى‌زند، بلكه هر وقت نیاز به آب شد، دریچه سد را باز كرده و گیاهان و دام‌ها از آب آن سد، بهره‌مند مى‌شوند.

امام صادق علیه السلام فرمود:

دوزخیان از این رو جاودانه در دوزخ مى‌مانند كه نیت داشتند اگر همیشه در دنیا مى‌ماندند همواره خدا را نافرمانى كنند. و بهشتیان از این رو جاودانه در بهشت مى‌مانند كه نیت داشتند اگر همیشه در دنیا مى‌ماندند همواره از خدا اطاعت نمایند. بنابراین هر دو دسته به خاطر نیتشان جاودانى شدند.

حال اگر سیلاب مهار نشود، هنگام طغیان، دیوانه‌وار به باغ‌ها و كشتزارها و خانه‌ها سرازیر شده و همه را ویران مى‌كند.

در مورد انسان نیز، نیروى غضب براى دفاع و شهوت براى بقاى نسل لازم است، ولى اگر این دو غریزه بر اثر افسار گسیختگى طغیان كنند، موجب بروز جنایات ویرانگر و انحرافات جنسى و بى عفتى خواهند شد.

نتیجه این كه: اگر بخواهیم جامعه را از لوث گناه پاك سازیم، و یا وجود خویش را از آلودگى گناه، حفظ كنیم، باید غرایز و تمایلات نفسانى را كنترل و تعدیل كنیم.

البته كنترل و تعدیل غرایز شهوانى، نیاز به برنامه‌هایى دارد كه در این كتاب، به قسمتى از آنها شاره خواهد شد.

 

ب- قلب

 

در قرآن 132 بار سخن از قلب به میان آمده است، و در آیات متعدد، از قلب كافران و منافقان و مجرمان، به قلب مُهر زده، قلب بیمار، قلب سخت، قلب منحرف و قلب قفل زده یاد شده است.

منظور از قلب یعنى مركز فرماندهى و تصمیم‌گیرى انسان است. قلب سلیم و پاك، منشا كارهاى نیك است، و به عكس قلب ناسالم و تاریك، كانون فساد مى‌باشد، و ما در راستاى اطاعت خدا و دورى از گناه، باید توجه عمیق به پاك نگهداشتن قلب، داشته باشیم.

در اینجا به روایت جالبى از امام صادق علیه السلام توجه كنید:

«ما من مومن الا و لقلبه اءُذنان فى جوفه، اءُذُن ینفث فیها الوسواس الخناس و اءُذُن ینفث فیها الملك فیؤید الله المؤمن بالملك فذلك قوله تعالى و ایّدهم بروحٍ منه. (4)و (5)

قلب هر شخص با ایمانى در درون داراى دو گوش است: گوشى كه وسواس خناس در آن مى‌دمد و گوشى كه فرشته در آن مى‌دمد، و خداوند، مؤمن را به وسیله آن فرشته، كمك مى‌كند. و همین است گفتار خداوند كه مؤمنان را به وسیله روح خود، تقویت كرده است.»

 

قلب، كانون انگیزه‌ها

 

نیت‌هاى پاك و آلوده هر دو از قلب سرچشمه مى‌گیرد و انگیزه‌هاى انحراف و گناه، بر اثر ناصافى دل پدید مى‌آید، اگر بخواهیم به گناه آلوده نشویم، باید به سراغ سرچشمه برویم و آن را صاف كنیم.

رسول اكرم صلّى الله علیه وآله فرمود:

«نیّة المُؤمِنِ خیرٌ من عَمله و نیّةُ الكافِر شرُّ من عَمَله و كلّ عامل یعمل على نیَّتِه (6)؛ نیت مؤمن بهتر از عمل اوست و نیت كافر بدتر از عملش مى‌باشد و هر كس طبق نیتش عمل مى‌كند.»

در شرح این حدیث مطالب بسیار گفته شده اما به نظر مى‌رسد بهترین قول این باشد كه چون نیت، كانون و مركز تصمیم‌گیرى و چگونه بجا آوردن اعمال در كمّ و كیف است، لذا نیت مؤمن كه پاك است كانونى براى كارهاى نیك با كیفیت عالى مى‌گردد. حتى اگر عملى انجام ندهد ولى زمینه براى اعمال نیك دارد. ولى نیت كافر چون ناپاك است كانون فساد خواهد شد، گرچه كارى انجام ندهد ولى آماده كارهاى زشت است. آنچنان فكرش آلوده است كه هر لحظه احتمال آن دارد كه بزرگترین گناه را انجام دهد.

امام صادق علیه السلام فرمود: اگر مؤمن قصد كار نیك كند و انجام ندهد براى او پاداشى نوشته شود و اگر انجام دهد ده پاداش براى او نوشته مى‌شود ولى اگر مؤمن قصد كار بد كند و انجام ندهد، كیفرى بر او نوشته نشود.

 

امام صادق علیه السلام فرمود:

دوزخیان از این رو جاودانه در دوزخ مى‌مانند كه نیت داشتند اگر همیشه در دنیا مى‌ماندند همواره خدا را نافرمانى كنند. و بهشتیان از این رو جاودانه در بهشت مى‌مانند كه نیت داشتند اگر همیشه در دنیا مى‌ماندند همواره از خدا اطاعت نمایند. بنابراین هر دو دسته به خاطر نیتشان جاودانى شدند.

سپس امام صادق علیه السلام این آیه را تلاوت فرمود:

قُل كلّ یَعمَل على شاكِلَته(7)؛ بگو هر كس بر اساس ساختار و شیوه خود عمل مى‌كند. یعنى طبق نیت خود.(8)

عواملى مانند غذا، رفیق، محیط و ... در شكل‌گیرى نیت، نقش اساسى دارد. اگر غذا، حلال و رفیق و محیط خوب باشد موجب شكل‌گیرى نیت نیك خواهد شد، و اگر غذا، حرام و رفیق و محیط ، بد باشد نیتِ ناپاك شكل خواهد گرفت.

اصولاً در اسلام عملى ارزش دارد كه از روى نیت پاك و خالص انجام شود، وگرنه در پیشگاه خداوند پذیرفته نمى‌شود.

رسول اكرم صلّى الله علیه وآله فرمود:

اِنّ اللهَ لایقبل عَملاً فیه مِثقال ذرّة من رِیا(9)؛ خدا عملى را كه در آن به مقدار ذره‌اى ریا باشد نمى‌پذیرد.

امام صادق علیه السلام فرمود:

اگر مؤمن قصد كار نیك كند و انجام ندهد براى او پاداشى نوشته شود و اگر انجام دهد ده پاداش براى او نوشته مى‌شود ولى اگر مؤمن قصد كار بد كند و انجام ندهد، كیفرى بر او نوشته نشود.(10)

 

حبّ و بغض

 

قلب كانون حب و بغض در وجود انسان است و باید آن را بر اساس اسلام تنظیم كرد، زیرا حب و علاقه به چیزى، موجب انجام آن مى‌شود، و بغض و نفرت از چیزى موجب ترك آن مى‌گردد.

و این مساله به قدرى مهم است كه امام صادق علیه السلام در سخنى فرمود:

هل الایمان الا الحب و البغض؛ مگر ایمان جز حب و بغض است.

یك مثال: شخصى در خانه‌اش نشسته، ناگهان مى‌فهمد كه گربه‌اى آمد و نیم كیلو گوشتى كه خریده و در آشپزخانه بود، ربود و رفت. او برمى‌خیزد و به دنبال گربه مى‌رود تا گوشت را از او بگیرد ولى وقتى كه گربه از خانه بیرون پرید و در كوچه فرار كرد دیگر او را دنبال نمى‌كند زیرا حب او به گوشت تا این اندازه بود.

ولى اگر روباهى آمد و مرغ خانه را ربود و با خود برد آن شخص روباه را در خانه و كوچه دنبال مى‌كند ولى وقتى كه روباه به بیابان فرار مى‌كند او از دنبال كردن روباه صرف نظر مى‌نماید؛ زیرا حب او به مرغ و بغض او نسبت به روباه تا این اندازه بیشتر نبود.

گناه

اما اگر گرگى آمد و گوسفند او را ربود و با خود برد آن شخص گرگ را در خانه و كوچه و بیابان دنبال مى‌كند بلكه گوسفندش را از او بگیرد وقتى كه گرگ از بیابان دور شد و از كوه بالا رفت آن شخص از گرگ صرف نظر كرده و باز مى‌گردد، چرا كه حب و بغضش او را بیش از این اندازه نتوانست حركت دهد.

حال اگر درنده دیگرى آمد و كودك خردسال او را گرفت و با خود برد آن شخص آن درنده را در بیابان و كوه دنبال مى‌كند، و همچنان به دنبال او شب و روز مى‌رود تا آن را بگیرد و با خود مى‌گوید هر چند براى به دست آوردن جنازه كودكم باشد باید به دنبال آن درنده بروم.

با این مثال روشن مى‌شود كه «حب و بغض» و درجات آن چه نقش بالایى در اراده و حركت انسان دارند و هر چه حبّ انسان به چیزى زیادتر شد، آن را بیشتر دنبال مى‌كند و هر چه بغض انسان به چیزى زیادتر گردید تنفر و دشمنى خود را نسبت به آن بیشتر مى‌سازد.

اسلام حب و بغض انسان را بر اساس صحیح و در راستاى اطاعت خدا قرار مى‌دهد تا كانون تصمیم گیرى انسان را سالم و پاك سازد.

 

ج- فكر و اندیشه

 

كانون دیگرى كه در وجود انسان سرچشمه كارها است تفكر و اندیشه است. فكر سالم، محصول و بازده سالم و پاك دارد و فكر آلوده، بازده ناسالم و آلوده خواهد داشت.

امیر مؤمنان على علیه السلام مى‌فرماید:

مَن كَثُر فِكرهُ فِى المَعاصى دَعَته اِلَیها(11)؛ كسى كه بسیار درباره گناه فكر كند او را به گناه سوق مى‌دهد.

حضرت عیسى علیه السلام ضمن گفتارى به حواریون فرمود:

من به شما امر مى‌كنم كه روح خود را به فكر زنا خبر ندهید، تا چه رسد به این كه زنا كنید زیرا كسى كه روح و فكرش را به زنا خبر دهد مانند كسى است كه در اطاق رنگینى، آتش روشن كند، دود آتش نقشه‌هاى رنگین آن اطاق را كثیف مى‌كند گرچه خانه را نسوزاند.(12)

یعنى فكر گناه كانون تصمیم‌گیرى وجود انسان را آلوده مى‌نماید و چنین كانونى به تاریكى گناه نزدیكتر است تا به سفیدى اطاعت خدا.

 

زمینه‌هاى پیدایش گناه

 

در «گناه‌شناسى» از موضوعات بسیار مهم، شناخت «زمینه‌هاى گناه» است؛ چنانكه گفته‌اند: قابلیت قابل، اصل مهم براى تهذیب نفوس است.

باران كه در لطافت طبعش خلاف نیست                  در باغ، لاله روید و در شوره‌زار، خَس

كسى كه مى‌خواهد گناه نكند حتماً باید به زمینه‌هاى گناه توجه كند، وقتى آنها را شناخت به پیشگیرى و درمان آنان بپردازد.

كمبود ویتامین‌ها در بدن، انسان را آماده پذیرش میكرب‌ها مى‌كند و یا بیمارى‌ها را پرورش و گسترش مى‌دهد، پس باید این كمبودها جبران گردد تا زمینه پذیرش و همچنین زمینه پرورش بیمارى‌ها از بین برود. بنابراین باید «زمینه‌شناس و زمینه‌زدا» باشیم. مثلا اگر در منزل چاه فاضلابى زمینه‌ساز انواع پشه‌ها مى‌باشد سمپاشى بیهوده است باید چاه را پر كرد. پس در مورد مبارزه با گناهان هم باید زمینه‌های آن را شناخت و موارد را از بین برد.

 

 

پی‌نوشت‌ها:

1- جامع السعاده، ج 1 ص 34.

2- اعراف / 179، فرقان / 4.

3- تفسیر فخررازى، ج 20 ص 104.

4- مجادله / 22.

5- كافى، ج 2 ص 267.

6- كافى، ج 2 ص 84.

7- اسراء / 59.

8- كافى، ج 2 ص 85.

9- بحار، ج 72 ص 304.

10- كافى، ج 2 ص 125.

11- فهرست غرر، (ذنب).

12- «وانا امركم ان لاتحدثوا انفسكم بالزنا فضلاً من ان تزنوا...». بحار، ج 14 ص 331. سفینة البحار، ج 1 ص 560.

 http://www.3erat.com/post-78.aspx

+ نوشته شده در  شنبه 1388/06/07ساعت 4:27 بعد از ظهر  توسط مهدی صادقیان  | 

برداشتهای نویسنده این وبلاگ

با سلام و عرض ادب خدمت کاربران عزیز

به نظر من قرآن یک کتاب آسمانی و سخنن خداوند متعال است که برای راهنمایی انسانها به پیامبر اکرم(ص) نازل شده است .

تا ما بتوانیم به وسیله این کتاب آسمانی نزدیکترین راه رسیدن به خداوند را یافته و به سوی ذات مقدسش قدم برداریم.

باید دانست این کتاب که مطمعنا کلام حق است تحریف ناپذیر است و در قرون مختلف افرادی در صدد تحریف آن بر آمده اند ولی همه شان با شکست مواجه شده اند .

پس از این موضوع میتوان به این نتیجه رسید که قرآن کتاب الهی است و انسانها نمیتوانند حتی یک آیه مانند آن بیاورند.

و یک وبلاگ قرآنی نیز میتواند قدم موثری در شناساندن این کتاب آسمانی باشد .

به امید شفاعت قرآن در آخرت

یا الله

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/04/22ساعت 5:26 بعد از ظهر  توسط مهدی صادقیان  | 

شیطان در همین نزدیکی

مقدمه

به نام خدا

غالبا چون ما انسانها از معنویات و حقایق غفلت کرده ایم ‌‌از وجود موجودی موذی به نام شیطان نیز غافلیم.موجودی از طایفه جن که بر نابودی و هلاک ما انسانها عزم کرده است.او با تمام وجود تلاش می کند تا ما انسانها به آرامش واقعی و زندگی پاکی که خدا برایمان در نظر گرفته است نرسیم.او نمی خواهد ما متوجه ارزش واقعی خودمان و مقام عظیمی که خدا برای ما خواسته بشویم. ما را از آغوش گرم و امن محبوبمان جدا کرده و در وادی حیرانی و هلاکت رها می کند.نمی خواهد که ما اعمال و رفتاری در خور مقام انسانیمان از خود بروز دهیم و حیوانیت و پستی را برای ما می پسندد.

در مورد اینکه چرا او این کار ها را می کند چرا اصلا خدا او را خلق کرد و چرا به او مهلت داد و اینکه تا به حال چقدر در کارش موفق بوده است در پست های آینده مطالبی خواهم نوشت.

اگر این سلسله پستها را با دقت مطالعه کنید شاید باورتان نشود که تا چه اندازه این دشمن آشکار ما انسانها به ما نزدیک شده و دارد زهرش را خالی می کند. 

ادامه دارد ....

بقیه در ادامه مطلب

http://www.nahrehekmat.blogfa.com/cat-1.aspx


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1388/04/20ساعت 9:47 بعد از ظهر  توسط مهدی صادقیان  | 

                  بسم الله الرحمن الرحيم                

آیه تطهیر  آیه ولایت 

سلسله درسهایی از: حضرت آیت الله سید حسن ابطحی دام عزه 

اَلْحَمْدُ لِلّه وَالصَّلوهُ وَالسَّلامُ عَلي رَسُولِ الله وَ عَلي الِهِ الِ الله لا سيِّما عَليََ بَقيَّةُ الله رُوحي وَ اَرْواحُ الْعالَمينَ لِتُرابِ مَقْدَمِهِ الْفَدا وَ لَعْنَةُ الدّائِمَةُ عَليََ اَعْدائِهِمْ اَجْمَعينْ مِنَ اْلانِ اِلي قيامِ يَوْمِ الدّيْن.

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم

« اِنَّما يُريدُ اللهِ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ اَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرُكُمْ تَطْهيراً » [احزاب ۳۳]

و قال الله تعالي: « اِنَّماََ وَلِيُّكُمُ اللهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذيِِنَ اََمَنُواالَّذينَ يُقيِِمُونَ الصَّلََوةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَوةَ وَهُمْ راكِعُونَ» [ مائده ۶۱]

يكي از چيزهايي كه در بحث ولايت و امامت بايد مورد توجه واقع شود اين بحثها مختصري از مباحث بسيار كلي وعميق و بلكه مشروحي است كه در كتابهاي بسيار مفصل نقل شده است و چون بناي اختصار است و من حتي بيشتر از اين مي خواستم مختصرش كنم، مطالب به نحو اختصار ذكر شده است.

دو مطلبي كه باقي مانده است به نظر خودم يكي مربوط است به آيه تطهير و ديگر مربوط است به همين آيه و شبهاتي كه بعضي از معاندين به آيه شريفه نموده اند، اين دو چيز باقي مانده است كه ابتدا درباره آيه تطهير:

« اِنَّما يُريدُ اللهِ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ اَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرُكُمْ تَطْهيراً »[احزاب ۳۳]

 ويكي هم مربوط به آيه اي است كه هفته هاست كه درباره آن صحبت مي كنيم، خدايتعالي در آيه تطهير مي فرمايد:

 « اِنَّماََ وَلِيُّكُمُ اللهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذيِِنَ اََمَنُواالَّذينَ يُقيِِمُونَ الصَّلََوةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَوةَ وَهُمْ راكِعُونَ» [ مائده ۶۱]

 جز اين نيست، قطعاً همينطور است، يقيناً اينگونه است كه خدا اراده كرده است، ( يك بحث جزيي درباره اراده خدا دارم ولو اينكه قبلا بحث كرده ام ولي در ارتباط با اين آيه عرض   مي كنم )

 بقیه در ادامه مطلب 

 http://yademame12.blogfa.com/post-22.aspx


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1388/04/20ساعت 8:9 بعد از ظهر  توسط مهدی صادقیان  | 

موضوع شناسى قرآن

استاد شهيد مرتضى مطهرى

موضوعات قرآنى

موضوعاتى كه در قرآن طرح شده زياد است و نمى توان به طور جزئى برشمرد , ولى در يك نگاه اجمالى اين مسائل به چشم مى خورد :

1 . خدا , ذات , صفات و يگانگى او و آنچه بايد خدا را از آنها منزه بدانيم و آنچه بايد خدا را به آنها متصف بدانيم ( صفات سلبيه و ثبوتيه) .

2 . معاد , رستاخيز و حشر اموات , مراحل بين مرگ تا قيامت ( برزخ ).

3 . ملائكه , وسايط فيض و نيروهاى آگاه به خود و به آفريننده خود و مجرى اوامر الهى .

4 . پيامبران , يا انسانهايى كه وحى الهى را در ضمير خود دريافتكرده و به انسانهاى ديگر ابلاغ كرده اند .

5 . ترغيب و تحريض براى ايمان به خدا , به معاد , به ملائكه , و پيامبران و كتب آسمانى .

6 . خلقت آسمانها , زمين , كوهها , درياها , گياهان , حيوانات , ابر , باد , باران , تگرگ , شهابها و غيره  ...

بقیه در ادامه مطلب

http://www.balagh.net/persian/quran/index.htm


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1388/04/19ساعت 8:15 بعد از ظهر  توسط مهدی صادقیان  | 

خواص سوره ها

1. سوره حمد: شفاى همه امراض است مگر مرگ ؛ بايد گفته شود، كه خواندن با ايمان و عمل كردن با علم و يقين به قرآن ، اين آثار را دارد.
2. سوره بقرة : هر كس سوره بقره را تلاوت كند، روز قيامت عمامه اى از نور بر سر او مى گذارند.

3. سوره مباركه آل عمران : هر كس سوره آل عمران را بخواند، روز قيامت پوششى از نور او را زينت مى دهد.
4.
سوره مباركه نساء: هر كس سوره نساء را تلاوت كند، از عذاب قبر مصون و از آفات دنيا نيز در امان است ، تا به بهشت برسد
.
5.
سوره مباركه مائده : هر كس روزهاى پنج شنبه سوره مائده را قرائت كند، ايمانش ، به ظلم آلوده نمى شود
.
6.
سوره مباركه انعام : در اين سوره (70) بار نام خدا برده شده و (70) هزار فرشته با آن به زمين آمدند؛ هر كس آن را بخواند، از خوف و ترس در امان است
.
7.
سوره مباركه اعراف : هر كس سوره اعراف را مخصوصا روزهاى جمعه بخواند از خوف و ترس مصون است و روز قيامت بى حساب وارد بهشت مى شود
.
8.
سوره مباركه توبه : هر كس سوره توبه را بخواند، پيغمبر صل الله عليه و آله شفيع او باشد و نفاق در او راه نيابد
.
9.
سوره مباركه انفال : تلاوت سوره انفال در هر ماه ، انسان را از نفاق ، بيمه مى كند و از شيعيان راستين اميرالمؤ منين عليه السلام قرار مى دهد
.
10.
سوره مباركه يونس : هر كس سوره يونس را بخواند، در صف جهال قرار نمى گيرد و روز قيامت هم از مقربين است
.
11.
سوره مباركه هود: خواندن سوره هود، خوف و حزن را از دل مى زدايد
.

بقیه در ادامه مطلب

http://www.ketabehedayat.blogfa.com/


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1388/04/19ساعت 8:0 بعد از ظهر  توسط مهدی صادقیان  | 

گفتمان انسان با خدا

روزی نشسته بودم و به خود و این دنیا فکر می کردم. به سختی هایش، به حوادث گوناگونش، به استکبارش و به مردمانش. به مردمانی که خود از آنان بودم...

گفتم: چقدر احساس تنهایی میکنم

گفتی: فانی قریب

.::من که نزدیکم (بقره۱۸۶)::.

گفتم: ای کاش همیشه برای درد و دل کنارم بودی

گفتی: أقرب الیه من حبل الورید

.::از رگ گردن به تو نزدیکترم (ق/۱۶)::.

گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم... کاش می شد من بهت نزدیک شم

گفتی: و اذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال

.::هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن (اعراف/۲۰۵)::.

گفتم: این هم توفیق میخواهد!

گفتی:

بقیه در ادامه مطلب

http://www.tebyan.net/religion_thoughts/articles/quranicarticles/2009/5/21/92335.html


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/04/18ساعت 11:23 بعد از ظهر  توسط مهدی صادقیان  | 

نسخه هاى نفيس قرآن

نـسـخـه اى اسـت كهن از قرآن مجيد از سوره هود تا پايان كهف به خط كوفى متحول با اعراب و اعـجام نقطه اى به مركب الوان , بر روى پوست , منسوب به امير مؤمنان امام على ـ عليه السلام ـ با رقم ((كتيبه على بن ابى طالب )) 60 برگ 15 سطرى , به قطع بياض . صفحه دوم و سوم داراى تذهيب قلمكار, اسامى سور به زر محرر, فواصل آيات دايره هاى زرين كه بر كلماتى چون مائه , مائه و عشر, مائه و عشرون اشتمال دارد. دو صفحه پايان داراى حاشيه پهن منقش به گرهبندى , با وقفنامه شاه عباس اول , به خط شيخ بهائى در تاريخ 1008 ه ق . جلد: چرمى دو روى و نوساز.

صفحه اى از قرآن بى نقطه بخط كوفى مايل از قرن دوم هجرى كه فواصل آيات بشكل دائره ايست كه پيرامون آن نقطه هائى رسم شده است .اين قرآن در موزه بر يتانياى لندن است .

صفحه اى از قرآن بى نقطه, با خط كوفى از قرن دوم هجرى , موجود در ((دارالفن الاسلامى )) قاهره = خانه هنر در قاهره.

بخشى از سوره نور از قرآنى است كه بر روى پوست با خط عربى كهن و ابتدائى شبيه به خط كوفى و بصورت عمودى و كمى مايل در پايان سده 2 ه' ق = 8 م احتمالاً در مكه با مدينه تحرير يافته است . اين قرآن يكى از دو قديمترين نسخه هاى قرآنى است كه هيچگونه علائم و نشانه هاى اعراب و نقطه در آن بچشم نمى خورد.

 

قرآن منسوب به امام حسن مجتبى (ع)

 

قرآن منسوب به حسين بن على (ع)

 

قرآن منسوب به على بن الحسين امام سجاد (ع)

 

http://www.balagh.net/persian/quran/index.htm

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/04/15ساعت 10:6 بعد از ظهر  توسط مهدی صادقیان  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/04/15ساعت 9:54 بعد از ظهر  توسط مهدی صادقیان  | 

سفر زیارتی سیاحتی و همیشگی آخرت

ابتدا گذرنامه زیر را تکمیل نمایید:

       نام:انسان   نام خانوادگی:آدمی زاد   نام پدر:آدم                                   نام مادر:حوا

لقب:اشرف مخلوقات    نژاد:خاکی     صادره از:دنیا

ساکن:کهکشان راه شیری  منظومه شمسی؛زمین    مقصد:برزخ

ساعت حرکت و پرواز:هر وقت خدا صلاح بداند

مکان:بهشت . اگر نشد جهنم

وسایل مورد نیاز:

۱ـ دومتر پارچه ۲ـ نماز اول وقت ۳ـ عمل نیک ۴ـ ولایت ائمه اطهار

۵ـ انجام واجبات و ترک محرمات ۶ـ امربه معروف و نهی ازمنکر

۷ـ اعمال صالح؛ تقوا؛ایمان ۸ـ دعای والدین و مومنین

توجه:

۱ـ خواهشمنداست جهت رفاه حال خودخمس وزکات را قبل از پرواز پرداخت نمائید.

۲ـ ازاوردن ثروت؛مقام؛منزل و ماشین حتی داخل فرودگاه خودداری نمائید.

۳ـ حتما قبل از حرکت به بستکان خود توضیح دهید از آوردن دسته گلهای سنگین ؛سنگ قبر گران و تجملاتی و نیز مراسم های پرخرج خودداری نمایند.

۴ـ جهت یادگاری؛قبل از پرواز اموال خود را بین فرزندان مشخص نمائید.

۵ـ از آوردن بار اضافی از قبیل حق الناس؛غیبت؛تهمت و غیره خودداری نمائید.

برای کسب اطلاعات بیشتر به قرآن و سنت پیامبر(ص) مراجعه نمائید.

تماس و مشاوره بصورت شبانه روزی؛رایگان؛مستقیم و بدون وقت قبلی می باشد در صورتیکه قبل از پرواز به مشکلی برخوردید با شماره های زیر تماس حاصل فرمائید.

۱۸۶سوره بقره - ۴۵سوره نساء ـ ۱۲۹سوره توبه ـ ۵۵سوره اعراف ـ ۲و۳سوره الطاق

امیدواریم سفر آسوده ای را در پیش داشته باشید.

سرپرست کاروان:حضرت عزرائیل

http://janamaz.persianblog.ir/

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/04/15ساعت 9:10 بعد از ظهر  توسط مهدی صادقیان  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/04/15ساعت 9:8 بعد از ظهر  توسط مهدی صادقیان  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/04/15ساعت 8:49 بعد از ظهر  توسط مهدی صادقیان  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/04/15ساعت 8:41 بعد از ظهر  توسط مهدی صادقیان  | 

قرآن ! من شرمنده توام


قرآن ! من شرمنده توام

قرآن ! من شرمنده توام

اگر از تو آواز مرگی ساخته ام كه هر وقت در كوچه مان آوازت بلند میشود همه از هم میپرسند " چه كس مرده است؟ "

چه غفلت بزرگی كه می پنداریم خدا ترا برای مردگان ما نازل كرده است .


قرآن ! من شرمنده توام

اگر ترا از یك نسخه عملی به یك افسانه موزه نشین مبدل كرده ام .

یكی ذوق میكند كه ترا بر روی برنج نوشته،

‌یكی ذوق میكند كه ترا فرش كرده ،

‌یكی ذوق میكند كه ترابا طلا نوشته ،

‌یكی به خود میبالد كه ترا در كوچك ترین قطع ممكن منتشر كرده و ... !

آیا واقعا خدا ترا فرستاده تا موزه سازی كنیم ؟

http://shorideh.net/post/43

+ نوشته شده در  شنبه 1388/04/06ساعت 10:37 بعد از ظهر  توسط مهدی صادقیان  | 

چگونه می توان اسم اعظم را پیدا کرد؟

پرسش:
چگونه می توان اسم اعظم را پیدا کرد؟

پاسخ:

در بین مردم شایع است که اسم اعظم یکی از اسامی خداوند متعال است که اگر خدا را به آن بخوانند، دعا مستجاب می‏شود و چون در میان اسماء حسنای الهی به چنین اسمی دست نیافته و در سایر اسماء خداوند چنین اثری ندیده‏اند، معتقد شده اند به اینکه اسم اعظم مرکب از حروفی است که هر کسی آن حروف و نحوه ترکیب آنها را نمی‏داند و اگر کسی به آن دست یابد، همه موجودات در برابرش خاضع گشته و به فرمانش در می‏آیند.

لیکن حقیقت این است که تأثیر اسماء الهی و مخصوصا اسم اعظم او در عالم، بخاطر حقایق آنها است نه به الفاظشان و نه به معانی که از الفاظ فهمیده می‏شود، بلکه معنای این تأثیر این است که خدای تعالی که پدیده آورنده هر چیزی است، هر چیزی را به یکی از صفات کریمه‏اش که مناسب آن چیز است و در قالب اسمی است، ایجاد می‏کند، نه اینکه لفظ خشک و خالی اسم، و یا معنای آن و یا چیز دیگری غیر از ذات متعالی خداوند چنین تأثیری داشته باشد.

و اینکه در روایات آمده است که خداوند اسمی از اسماء خود و یا چیزی از اسم اعظم خود را به پیامبری از پیامبران خود آموخته است معنایش این است که راه انقطاع وی را به سوی خود، به او آموخته است، پس اگر واقعا آن‏پیغمبر دعا و الفاظی داشته و الفاظش معنایی را می‏رسانده، باز هم تأثیر آن دعا از این باب است که الفاظ و معانی، وسائل و اسبابی هستند که حقایق را به نحوی حفظ می‏کنند.

پس آنچه در استجابت دعا مؤثر است کیفیت دعا است به این نحو که از هر آنچه غیر خداست دست و دل را بشوید و تنها به پروردگارش متصل شود که اگر چنین شود متصل به حقیقت اسمی شده است که مناسب با حاجتش است و در نتیجه آن اسم نیز به حقیقتش تأثیر کرده و دعای او مستجاب می‏شود.

این است حقیقت دعای به اسم و به همین جهت عمومیت و خصوصیت تأثیر بحسب حال آن اسمی است که حاجتمند به آن تمسک جسته است.

پس اگر این اسم، اسم اعظم باشد یعنی در همه حوائج ‏اش به خداوند متصل شده باشد، در حقیقت خدا را به حقیقت اسمی خوانده است که مناسب با تمام حوائجش، این دعا اثر کرده و تمام حوائجش برآورده می‏شود.
 
بر گرفته شده از : تفسیر المیزان جلد 8 از ص 465 تا ص 467
+ نوشته شده در  شنبه 1388/04/06ساعت 10:36 بعد از ظهر  توسط مهدی صادقیان  | 

 

 

اسم اعظم و معنای آن :

بی تناسب نمی باشد که پس از بحث درباره اسماء حسنی ، پیرامون اسم اعظم حضرت حق نیز بحثی داشته باشیم . که اصلاً اسم اعظم چه معنی می دهد ؟ و چه اهمیتی دارد ؟ چه کسانی آنرا می دانستند ؟ چند حرف است ؟

در روایات زیادی روی مسأله اسم اعظم خدا تکیه شده و از آنها استفاده می شود که اگر کسی خدا را به اسم اعظمش بخواند دعای او مستجاب می گردد ، و هرچه از خدا بخواهد به او می دهد ، و لذا در ذیل بعضی از این روایات آمده است :

وَالّذی نَفسی بِیَدِهِ لَقَد سَئَلَ اللهَ بِاسمِهِ الاَعظَمِ الّذی إذا سُئِلَ بِهِ اَعطاهُ وَ اِذا ادُعی بِهِ اَجابَ .

 

قسم به کسی که جانم بدست اوست ، او خدا را به اسم اعظمش خواند ، همان اسمی که اگر خدا را به آن بخوانند عطا می کند و اگر دعا به آن کنند اجابت می نماید . (1)

و تعبیرات دیگری از این قبیل و نیز در روایات آمده که ...

بقیه در ادامه مطلب

http://asemanidel.persianblog.ir/post/28


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1388/04/06ساعت 10:26 بعد از ظهر  توسط مهدی صادقیان  | 

درد دل قرآن

 درد دل قرآن

 

 

در پاسي از شب گذشته، رو در رو با قرآن در ديالوگي کاملاً زنده، ناگاه فضا تغيير مي کند، سکوت شب مي شکند، درب و ديوار آرامش خاص خود را از دست مي دهند، نوري ساطع مي گردد و آنگاه قرآن به سخن مي آيد و جملات شهودي خود را با زبان حال در دل سالک چنين نجوا مي کند:

1-مگر من کتاب شما مسلمانان نيستم.

2-مگر من شفا و رحمت از جانب پروردگار نيستم.

3-مگر من آخرين کتاب الهي و فرستاده شده نزد آخرين پيامبر نيستم.

4-مگر قرار بر آن نيست که دنيا و آخرت شما را آباد کنم.

5-مگر من نجات دهنده شما از ورطه هاي هولناک قيامت نيستم.

6-مگر من کساني همچون نبي مکرم اسلام و دوازده امام را تربيت نکرده ام.

7 - ...

بقیه در ادامه مطلب

http://bayoosh.blogfa.com/


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/04/04ساعت 3:33 بعد از ظهر  توسط مهدی صادقیان  | 

وقتی فضل خدا باعث نفاق

میشود!

ثروت

« وَمِنْهُمْ مَنْ عَاهَدَ اللَّهَ لَئِنْ آتَانَا مِنْ فَضْلِهِ لَنَصَّدَّقَنَّ وَلَنَكُونَنَّ مِنَ الصَّالِحِینَ* فَلَمَّا آتَاهُمْ مِنْ فَضْلِهِ بَخِلُوا بِهِ

وَتَوَلَّوْا وَهُمْ مُعْرِضُونَ* فَأَعْقَبَهُمْ نِفَاقًا فِی قُلُوبِهِمْ إِلَى یوْمِ یلْقَوْنَهُ بِمَا أَخْلَفُوا اللَّهَ مَا وَعَدُوهُ وَبِمَا كَانُوا یكْذِبُونَ

 »(سور توبه، آیات 75 تا 77)

(بعضی از آنها با خدا پیمان بسته بودند که: «اگر خداوند ما را از فضل خود روزی دهد، قطعا صدقه خواهیم داد؛ و از صالحان (و شاکران) خواهیم بود!»

اما هنگامی که خدا از فضل خود به آنها بخشید، بخل ورزیدند و سرپیچی کردند و روی برتافتند!

این عمل، (روح) نفاق را، تا روزی که خدا را ملاقات کنند، در دلهایشان برقرار ساخت. این بخاطر آن است که از پیمان الهی تخلف جستند؛ و بخاطر آن است که دروغ می‌گفتند.)

«ثعلبة‌بن حاطب» یك انصاری فقیر بود و مرتب به مسجد پیامبر(ص) می‌آمد و اصرار داشت كه پیامبر(ص) دعا كند تا خداوند مال فراوانی به او بدهد. پیغمبر(ص) به او فرمود:

«قَلیلّ تُؤَدی شُكْرَه خَیرّ مِنْ كَثیرً لا تُطیقُه؛ مقدار كمی كه حقش را بتوانی ادا كنی،بهتر از مقدار زیادی است كه توانائی ادای حقش را نداشته باشی».

آیا بهتر نیست كه تو به پیامبر خدا تأسی جویی و به زندگی ساده‌ای بسازی؛ ولی ثعلبة دست بردار نبود؛ سرانجام به پیامبر(ص) عرض كرد: به خدایی كه تورا به حق فرستاده، سوگند یاد می‌كنم كه اگر خداوند ثروتی به من عنایت كند، تمام حقوق آن‌را بپردازم، پیامبر(ص) برای او دعا كرد.

چیزی نگذشت كه پسر عموی ثروتمندش از دنیا رفت و ثروت سرشاری به او رسید و گوسفندی خرید و زاد و ولد كردند، آن‌چنان كه نگاهداری آنها در مدینه ممكن نبود، ناچار به آبادیهای اطراف مدینه روی آورد و آن‌چنان مشغول و سرگرم زندگی مادی شد كه در جماعت و حتی نماز جمعه نیز شركت نمی‌كرد. پس از مدتی پیامبر(ص) مأمور جمع‌آوری زكات را نزد او فرستاد تا زكات اموال او را بگیرد؛ ولی این مرد كم ظرفیت و تازه به نوا رسیده، نه تنها از پرداخت حق الهی خود‌داری كرد؛ بلكه گفت: این حكم، برادر جزیه است؛ یعنی ما مسلمان شده‌ایم تا با پرداخت زكات از پرداخت جزیه معاف باشیم، چه فرقی میان ما و غیر مسلمانان باقی می‌ماند؟

هنگامی كه پیامبر(ص) سخن او را شنید، فرمود: وای بر ثعلبه! وای بر ثعلبه! در این هنگام آیات فوق نازل شد: «از آنها كسانی هستند كه با خدا پیمان بسته‌اند كه اگر خداوند ما را از فضل خود روزی كند، قطعاً صدقه خواهیم داد و از شاكران خواهیم بود؛ اما هنگامی كه از فضل خود به آنها بخشید بخل ورزیدند و سرپیچی كردند و روی گردان شدند. این عمل(روح) نفاق را در دلهایشان تا روزی كه خدا را ملاقات كنند برقرار ساخت، این به‌خاطر آن است كه از پیمان الهی تخلف جستند و دروغ گفتند».

نكته‌ها:

1ـ كم ظرفیتی روحی نتیجه‌اش دنیا طلبی است.

2ـ دنیا‌طلبی نتیجه‌اش دنیا‌پرستی و بخل و امساك و خود‌خواهی است.

3ـ شكستن پیمان‌های الهی عامل به‌وجود آمدن روح نفاق در دلها و استمرار آن تا روز قیامت است.

4ـ از قسم خوردن و وعده‌دادن نسبت به كارهایی كه از انجام آنها مطمئن نیستیم، بپرهیزیم.

5ـ عمل نكردن به قسم‌ها و وعده‌ها، دروغ شمرده می‌شود هر چند ابتدای كار قصد دروغ نداشته باشیم. ثعلبه چه بسا در ابتدا از قسم خوردن و وعده دادن قصد دروغ نداشت؛ اما چون به آنها عمل نكرد در صورتی كه قدرت عمل به عهد خود را داشت، خدا او را دروغگو شمرد.

6ـ دنیا‌پرستی باعث كفر و انكار ضروریات اسلامی می‌شود.

7ـ همیشه بر حذر باشیم كه مبادا اموال و پست و مقام ما را از آن ارزشها و عهدهایی كه داشتیم، كنار بزند و آنها را فراموش كنی

منبع: مجله بشارت، شماره 22

http://www.tebyan.net/religion_thoughts/articles/quranicarticles/2009/6/23/95283.html

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/04/03ساعت 5:47 بعد از ظهر  توسط مهدی صادقیان  | 

هر انساني دو بار مي ميرد!

قبرستان

دو مرگ و دو حيات

مرگ عبارت است از: پل عبور، كندن لباسي و پوشيدن لباسي ديگر، بوييدن گل خوشبو، نويد به نعمت هميشگي يا گزيدن مار و عقرب و وعيد به عذاب دايم، زندان مؤمن و بهشت كافر، خواب هر شب، وسيله تصفيه، انتقال از سرايي به سراي ديگر.

همه‌ي‌ اين مفاهيم از نوع مفاهيم وجودي است كه نسبت به افراد متفاوت است.

پس اين تصور كه انسان با مردن نابود مي‌شود اشتباه است.

قافله‌ي‌ بشريت در حال حركت است و هرگز در وسط راه نابود نخواهد شد. او مي‌رود تا به هدف برتر و قرارگاه اصلي خود بار يابد؛ يعني نزد پروردگار، بار بر زمين نهد: "إلي ربّك يومئذٍ المستقرّ"(1)؛ آن روز جز درگاه پروردگارت هيچ قرارگاهي نيست.

اين جهان ناآرام و پرجوش و خروش در آخرت آرام مي‌گيرد. جز آن كه كافران در تفسير اين حركت برآنند كه آدمي يك زندگي و به دنبال آن يك مرگ دارد و طومار زندگي او براي هميشه با مردن درهم پيچيده خواهد شد و ديگر چيزي به عنوان برزخ، حساب و نشر نخواهد بود: "إنّ هـؤلاء ليقولون * إنْ هي إلّا موتتنا الأولي و ما نحن بمُنشرين"(2).

گاهي مي‌گفتند: ...

بقیه در ادامه مطلب

http://www.tebyan.net/religion_thoughts/articles/quranicarticles/2009/6/23/95276.html


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/04/03ساعت 5:34 بعد از ظهر  توسط مهدی صادقیان  | 

چقدر قرآن بخوانیم؟

 

قرآن

قرآن خواندن بسیار خوب است و در روایات ما به آن سفارش شده است؟ اما سوال این است که چقدر قرآن بخوانیم؟

در پاسخ به این سوال روایتی از پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) را نقل می کنیم که حضرت فرمودند:

بقیه در ادامه مطلب

http://www.tebyan.net/Religion_Thoughts/Articles/QuranicArticles/2009/6/15/94593.html


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/04/03ساعت 5:19 بعد از ظهر  توسط مهدی صادقیان  |